تبليغاتX
بررسی بیشتر بازاریابی شبکه ای - اين سكه هم دو رو دارد
باور كردن اينكه گاهي اوقات يك تلفن ساده مي تواند تا اين حد موجب اضطراب يا عصبانيت شما بشود، دشوار است، ولي وقتي بار آخر به سبب دروغ آشكار يكي از دوستان در جلسه مشابهي گرفتار شديم و از شدت ناراحتي بعد از مراسم معارفه ماشين مان را به يك تاكسي كوبيديم (!) ديگر حتي كوچك ترين جذابيت اين قضيه هم از ميان رفت.
توجه كنيد در اين نوشته سعي نشده تجارت شبكه اي مذموم شمره شود، بلكه فقط بعضي دلايلي كه موجب گسترش تجارت هايي چون گلدكوئيست، EBL، گلدماين،  هفت الماس من و... در جهان سوم و بويژه خاورميانه شده، مورد اشاره قرار گرفته است. همانگونه كه در ادامه خواهيد خواند، چه بسا اين فرآيند داراي كاركردهاي مثبتي هم باشد كه به صورت غيرمستقيم يا ناخواسته به وجود بيايند. دلايل در سه سرفصل اقتصادي، سياسي و فرهنگي طبقه بندي شده اند.
از ماست كه برماست
آخرين كشوري كه در آن گلدكوئيست ناچار به خزيدن در زيرزمين شد در نزديكي ما نبود، بلكه سرزميني بود كه ما آن را با ساق  هاي طلايي بازيكنانش مي شناسيم؛ برزيل.
حدودا سه سال پيش، دولت ريودوژانيرو ناچار شد به سبب حجم فزاينده شكايت هايي كه تحت عنوان كلاهبرداري و فريب، از يك شبكه بسيار گسترده تجارت شبكه اي موسوم به گلدكوئيست مي شد، طي سه دادگاه پياپي راي به غيرقانوني بودن فعاليت و تعطيلي دفاتر شبكه يادشده بدهد. اگرچه اين كشور فقير بيش از آن دست به گريبان مشكلات اقتصادي بود كه رسانه هاي جهاني اهميت به بروز يك وقفه اقتصادي در آن بدهند، ولي بنگاه خبرپراكني بريتانيا (BBC) در گزارش نسبتا مفصلي به نتايج دادگاه هاي سه گانه پرداخت.
در گزارش بي. بي. سي خبرنگار راجر تامپسون از گلدكوئيست تحت نام يك شبكه مجهول الهويه ياد كرد و نوشت: نتوانسته است اطلاعات بيشتري از اين بنياد تجارت شبكه اي كسب كند. در آن زمان تازه براي اولين بار با گلدكوئيست، آشنا (Present) شده بودم و اين برايم بسيار عجيب بود كه چطور شبكه اي كه معرفي كننده پشت آن اسامي بسيار بزرگ و دهان پركني از سازمان تجارت جهاني گرفته تا يك شركت ضرب سكه در آلمان را رديف كرده بود، توسط خبرنگار سمج بريتانيايي ناشناخته   معرفي مي شد. بحث برسر دروغ بودن يا نبودن آن اطلاعات نبود. تامپسون در كشورش حتي اسم آن را هم نشنيده بود؛ كشوري كه رابطه اي بسيار نزديك با مستعمره پيشينش، هنگ كنگ به عنوان يكي از پايگاه هاي اساسي گلدكوئيست دارد. واقعا چه عاملي سبب مي شد كه يك شركت جهاني دامنه فعاليتش فقط به نواحي جهان سوم محدود شود.
شايد اولين و نزديك ترين جواب مربوط به ساختار اقتصادي بيمار اگر نگوييم فاسد- اين كشورها باشد. ساختاري كه در آن فرصت هاي كم و بيش مساوي كسب ثروت براي همگان وجود ندارد.
درسال گذشته ميلادي مجله مشهور فوربس forbbes در تحليلي كه بر حاشيه فهرست صد مرد ثروتمند جهان نوشته بود به نكته ظريفي اشاره كرد: در فهرست صد نفر مرد ثروتمند بريتانيا، همه ساله به طور ميانگين 30 درصد تازه وارد هستند. اگرچه بندرت اين تازه واردان در بدو ورود براي خود جايي ميان نفرات دو رقمي باز مي كنند، ولي همين آمار 30 درصدي حكايت از فرصت هايي قابل قبول براي كسب ثروت در ميان عامه مردم دارد .
واقعا اگر در كشوري يك فرد بداند بي شك با كاري سخت،  مداوم و خطرپذير خواهد توانست ظرف يك زمان منطقي به هدف مالي خود دست بيابد، ديگر انگيزه اي براي پرداختن به يك حرفه پرترديد، فاقد وجه اجتماعي يا تسهيلات بديهي چون تجارت شبكه باقي خواهد ماند كه در آن از يك بيمه بهداشتي ساده يا اندك افتخار بيروني خبري نيست؟
با اين سئوال بايد اين نظريه را اضافه كرد كه وقتي فساد اقتصادي- سياسي با گسترش دادن طبقه اي نوكيسه كه صاحب اصطلاح باب روز ثروت هاي بادآورده هستند و يك شبه ره صدساله پيموده اند، موجب مي شود شكاف اجتماعي عميق تر و از نگاه طبقات فرودست امكان كسب سريع امتيازات مالي رويايي افزوده شود. ديگر به دشواري مي توان در برابر تجارت هايي كه قول هاي دندانگيري به مردم مي دهند مقاومت كرد. حالا مي خواهد اين تجارت مضاربه اي باشد يا شبكه اي.در پايان اين سرفصل اقتصادي بايد به بيماري ضعيف تر، ولي همه گيرتر اشتغال به حرفه هاي دوم اشاره كرد كه سبب شده حريم ساير مشاغل هم از سوي بسياري كه در ساعت غيركاري خود به دنبال تجارت شبكه اي هستند مورد تهديد قرار بگيرد. چند نفر را مي شناسيد كه از مبلغ دستمزد خود كاملا راضي بوده، ولي به سراغ واسطه گري شبكه اي چون گلدكوئيست رفته اند؟ ارتباط مستقيم ميان پايين بودن درآمد سرانه و بالا رفتن حيطه فعاليت تجارت شبكه اي انكار نشدني است. خاورميانه را نيز نمي توان از اين معايب مبري دانست.
حساب، حساب است
اگرچه تاكيد بر غلبه احساسات شرقي بر عقل كاربردي، از زمان اقبال لاهوري و جنبش بيداري اش شدت فراوان به خود گرفته، ولي كمتر فردي را مي توان ساكن مشرق زمين ديد كه از اين جريان احساس نارضايتي كند.
باوجود آنكه در غرب هم هر فرد عضو جوامع پايه اي چون خانواده، گروه دوستان و تشكل حرفه اي است، ولي در عمل كشورهاي در حال توسعه به سبب زيرساخت هاي فرهنگي - همچون نوع تربيت- تعلق خاطري بسيار عميق تر به خانواده و دوستان پيدا مي كنند؛ جايي كه اصطلاحاتي چون تعارف داشتن، رفيق بازبودن و چشم و هم چشمي ريشه مي دواند و اغلب تاثيري نامطلوب برجاي مي گذارد. جوامع خرد چون خانواده و دوستان چنان در ايران و ساير كشورهاي خاورميانه قدرتمند است كه كوچكترين تلاشي براي مستقر كردن سفرهايشان با رنگ ها و برچسب هايي چون بي رحمي و بي مهري مواجه خواهد شد. پس در نهايت اگر يك فعاليت اقتصادي راه خود را به اين دره هاي كوچك خانوادگي يا دوستانه كه گاه چهره اي زندان گونه مي يابند باز كند، از امتيازات يك نظام فرهنگي كه عضويت در گروه را كم و بيش تحميل مي كند، بهره خواهدبرد.
اگر در جلسات عمومي يا نيمه عمومي شبكه هايي مانند گلدكوئيست شركت بكنيد با انبوهي از اعضا مواجه خواهيد شد كه با هم نسبت فاميلي دارند و از طريق دوستان به تمامي عضو ها يا حتي غير عضوها معرفي شده اند، پس هميشه درخواست يك نفر كه با شما رابطه عاطفي دارد ناچارتان مي سازد دست كم با فعاليت يك تجارت شبكه اي آشنا شويد.
منطقي به نظر نمي رسد در كشورهاي غربي كه فرزندان از سنين 17 يا۱۸ سالگي وادار به جدا كردن زندگي يا حداقل جدا كردن معاش خود از والدين مي شوند و به ازدواج - به عنوان صميمي ترين حالت دوستي- فقط به چشم يك همكاري نزديك نگاه مي شود، بتوان از رابطه عاطفي براي مقاصد مالي سوء استفاده كرد. نمي خواهم اين زندگي كم و بيش خالي از محبت را تكريم كنم ولي اينكه مانند يك لندني اصيل به يك برزيلي كه پشت تلفن خواهش مي كند در مراسم معارفه گلدكوئيست شركت كنيد، بگوييد، It,s your bussines كار را براي آنان كه در يك جزيره كوچك به كمين پولتان نشسته اند، بسيار دشوار مي كند. شايد شما هم مثل من شور و شوق برزيلي ها هنگام جشن سامبا را بسيار بپسنديد، ولي اين حرارت گاهي هم سوزاننده است.
دهان را نمي توان بست
خاطره تاريخي ايرانيان و ساكنان مناطق در حال توسعه چون خاورميانه، آلوده به نوعي فاصله ذهني ميان مفاهيم دولت و ملت است. حتي تقويت  نهادهاي مردم سالاري در كشورهايي چون ايران ظرف چند دهه اخير نتوانسته اين سايه تيره را كه چندين قرن استعمار، حاكمان دست نشانده و دولتمردان
مستبد بر سر ملت ها انداخته اند، به طور كامل بزدايد و از همين شكاف، آسيب هايي جدي به جان كشورهاي جهان سوم نفوذ مي كند كه يكي از رايج ترين و شايد پيش پا افتاده ترين آنها، گرمي بازار شايعات حكومتي است.
رواج شايعات دولتي سبب مي شود پاي اتهام عليه دولت يا هر شخصيت حقيقي و حقوقي نزديك به آن به فعاليت هاي عامه پسند از فوتبال گرفته تا تجارت شبكه اي باز شود. به اين ترتيب درست همانطور كه در بازي هاي مقدماتي جام جهاني پيشين پس از شكست مقابل بحرين و حذف ناشي از آن شاهد يك كوه اتهامات سياسي بي پايه و اساس بوديم و اين شايعات تا حد ناآرامي هاي عقيم و پراكنده پيش رفت؛ اكنون شنونده يك مشت آسمان و ريسمان بافي هاي نامعقول هستيم كه از سرگروهي تك دختر فلان رجل گردن  كلفت سياسي در يك شبكه نام آشنا گرفته تا رياست يك كانديداي ناكام رياست جمهوري ؟؟؟؟ تازه تاسيس تجارت شبكه اي نرم افزار دلالت دارد. گويي نمي توان يك شبكه گسترده واسطه گري را حتي اگر زيرزمين هم باشد و بدون حكايت يك رانت دولتي حفظ كرد! حتي اگر احتمال ضعيف  عضويت آن افرادي كه نامشان بر سر زبان هاست را بپذيريم. اين اعضاي سرشناس نه تنها حاشيه امني براي كل شبكه به وجود نمي آورد، بلكه آن را بيشتر در معرض كينه ورزي هاي سياسي و حتي جناحي كه تعداد آنها در كشورهاي جهان سوم هم كم نيست قرار مي دهد. جالبتر از همه آنكه گرفتن ژست منتقد حكومت يا در مفهوم بازاري اش اپوزيسيون همواره به شرط كم خطر بودنش يك سرگرمي جالب و وسوسه كننده براي طبقه متوسط ايران بوده و به اين ترتيب شركت در ميتينگ پول دوستانه يك شبكه ممنوعه چون گلدكوئيست مي تواند با افزودن كمي آدرنالين به خون راكد طبقه بورژوا و خرده بورژوا زندگي آنها را در حد قابل قبولي هيجان انگيز كند!
تقويت شفافيت رسانه اي و پرهيز از فعاليت مطبوعاتي غير حرفه اي در اين زمينه مي تواند بسيار كارگشا باشند.
اين نيز بگذرد
فرصت پرداختن به ساير دلايل عمده رواج تجارت شبكه اي در خاورميانه يا ساير مناطق عضو گروه جنوب در اين فرصت ؟ نيست، ولي گستره وسيع تمامي آن آسيب هايي كه در بالا درباره آنها نوشته شده، اين اميدواري جدي را به وجود مي آورد كه تب تجارت شبكه اي بزودي در ايران و همسايگانش نيز فروكش خواهد كرد. چنان كه در برزيل و ساير كشورهاي آمريكاي لاتين، اين تب يك سالي است به عرق نشسته است. حتي اين اميدواري وجود دارد كه درس عبرت آنان كه از اين رهگذر زيان مي بينند، سبب شود دير يا زود با نسل اصلاح شده مواجه شويم كه تسليم ناملايمي اقتصادي نمي شوند، از اسارت فرهنگي مي گريزند و علاقه اي به شايعات حكومتي ندارند

منبع:همشهری

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان 1384ساعت 8:16 AM  توسط وحید  | 

 
New Page 5

Submit Your Site To Over 50 Search Engines TODAY!

Submit Your Site for FREE!

URL

Email

Title

Keywords: