تبليغاتX
بررسی بیشتر بازاریابی شبکه ای - مقاله

دوستي بعد از مدتي با شما تماس مي‌گيرد و به دنبال وقتي خالي است تا با شما به طور مبسوط درباره فعاليتي پردرآمد سخن بگويد. شما كه از اين مسئله متعجب شده‌ايد و اصلا دوست خود را در قد و اندازه حرف‌هاي اين‌چنيني نمي‌بينيد، متعجبانه از او سئوال مي‌كنيد اما او از پاسخ به چنين سئوالاتي امتناع كرده و توضيح در اين باره را به آينده موكول مي‌كند. با اين حال شما بسيار مصر هستيد تا پشت تلفن اطلاعاتي را كسب كنيد اما او تنها به دنبال هماهنگ كردن قرار جلسه است.

بر سر قرار حاضر مي‌شويد اما اين بار چند آدم جديد كه تا به حال آنها را نديده‌ايد، آن‌چنان با خوشرويي با شما برخورد
مي‌كنند كه گويي سال‌هاست با يكديگر ارتباط داريد. آرام‌آرام كاغذها و دفترها و البته <كاتالوگ> كار از كيف چنين دوستاني خارج مي‌شود و به اصطلاح خودشان جلسه <پرزنت> اين‌گونه برگزار خواهد شد: <آيا شما از
network
چيزي مي‌دانيد؟ هر جنس پس از توليد تا به دست مصرف‌كننده برسد... به حذف اين واسطه‌ها... هيئت مديره اين شركت...> شما كه در اين جلسه گيج شده‌ايد، به تنها چيزي كه فكر مي‌كنيد، رقم‌هايي است كه در اين وسط رد و بدل مي‌شود و شما قرار است با انجام كار كوچكي - كه همان پيدا كردن دو نفر و پيگيري كار آنهاست - به يك باره پولدار شده و به تمام آرزوهاي خود برسيد؛ ويلاي بزرگي در شمال، خانه مجللي در شمال شهر، آخرين مدل ارائه شده ماشين، سفر يك ماهه به زيباترين نقاط جهان و خلاصه آنچه شما خواسته‌ايد.
در چنين حال و هوايي كه به قول <بالاسري‌ها- > يا همان افرادي كه هدايت شما را برعهده دارند - داغ و هيجان‌زده هستيد، به هر زحمتي مبلغ تعيين شده - پانصد هزار تا يك ميليون و ششصد هزار تومان - را مهيا كرده و براي پولدار شدن، خود را آماده مي‌كنيد اما...

  

حكايت شركت‌هاي هرمي و در راس آنها <گلدكوئيست> حكايت غريبي است. هر روز هزاران نفر در كشور به اميد آنكه روزي از ثروتمندترين مردان و زنان ايران شوند، با شور و اشتياق به خريد اين محصولات و وارد شدن در چنين سيستم‌هايي مبادرت مي‌ورزند؛ حال آنكه دادگاه‌هاي كشور، پر است از شكاياتي كه در اين رابطه مطرح شده است. هر چند مسئولان اين شركت‌ها، پليس بين‌الملل را ضامن اعتبار خود مي‌دانند اما چنين نهادي نيز هيچ‌گاه فعاليت خاصي را انجام نمي‌دهد و در نهايت اين، صدها هزار مغبون و مال‌باخته‌اي هستند كه اين‌چنين درمانده و بي‌نوا باقي مي‌مانند. جالب اينجاست كه با وجود مال‌باختگي بسياري از مردم كشورمان در اين راه، اين شركت هنوز هم در كشور فعاليت دارد و قادر است تا عده‌اي را به سمت خود بكشاند؛ افرادي كه گويا قصد آن را دارند همه چيز را به شخصه تجربه كنند و دور ريختن مبلغي اين‌چنيني مي‌تواند بهترين راه براي اين تجربه تلخ باشد.


تخم‌مرغ دزدي كه شترمرغ مي‌دزدد
اگر به كاتالوگ‌هاي ارائه شده از سوي جماعت گلدكوئيستي دقت كنيد، مشاهده خواهيد كرد كه چند نفر با عنوان هيئت مديره به شما معرفي خواهند شد؛ هيئت مديره‌اي كه هيچ يك از ايرانيان آنها را نديده‌اند و همه تنها براساس داده‌هاي كاتالوگ به آن اشاره مي‌كنند. اين افراد كه در كشورهايي همچون <هنگ‌كنگ> زندگي مي‌كنند، چگونه و با چه معياري به پولي اين‌چنيني رسيده‌اند؟
شايد برايتان جالب باشد كه ايده چنين افرادي اين است كه از يك اقيانوس، تنها به اندازه يك سطل آب بردارند؛ حال آنكه پس از مدتي اين سطل‌ها، خود اقيانوسي را ايجاد خواهد كرد. دكتر اسماعيلي - اقتصاددان و استاد دانشگاه - درباره سيستم‌هاي هرمي اين‌چنين مي‌گويد: <اساس كار اين افراد بر مبناي فعاليت هرمي است؛ بدين معنا كه هر فردي، دو يا چند نفر را وارد سيستم مي‌كند. پس از اين مرحله هر يك از اين افراد نيز چند نفر را وارد سيستم مي‌كنند. در اين مرحله اگرچه به فرد جديد ممكن است چند درصدي سود برسد اما سود اصلي متوجه شركت خواهد بود كه به هيچ‌وجه قابل مقايسه با سود افراد نيست.
اين كار ادامه دارد تا آنكه ديگر هيچ‌كس وارد سيستم نشود. در چنين شرايطي افراد آخر متضرر خواهند شد ولي از اين راه سود كلاني نصيب شركت شده و شركت را به اهداف خود رسانده است.>
وي در ادامه تصريح مي‌كند: <هرمي بودن شاخه‌هاي سيستم موجب شده تا در صورت از كار افتادن يكي از شاخه‌ها، بقيه به راحتي بتوانند به فعاليت خود ادامه دهند و بر اين اساس چنين شركتي با اين سيستم هيچ‌گاه شكست نخواهد خورد تا آنكه ديگر كسي نخواهد وارد اين سيستم شود كه در اين صورت شركت تا آن مرحله سود كلاني كرده است.>


گلدكوئيست از اروپا بيزار است

جالب اينجاست كه شركت‌هاي هرمي از جمله گلدكوئيست هيچ موفقيتي را در كشورهاي پيشرفته و اروپايي پيدا نكرده‌اند و به تعبيري نتوانسته‌اند به هيچ راهي در اين كشورها نفوذ كنند. دكتر اسماعيلي در اين باره مي‌گويد: <دليل اين امر آن
است كه در چنين كشورهايي هيچ‌گاه پول نزد مردم باقي نمي‌ماند و همه راهي براي سرمايه‌گذاري در بخش‌هاي مختلف توليدي را دارند؛ حال آنكه در كشورهاي توسعه نيافته به دليل سياست‌هاي اشتباه دولت، هيچ فضايي براي انجام كار توليدي و اقتصادي وجود ندارد. از سوي ديگر در كشورهاي پيشرفته به دليل از بين رفتن تورم يا پايين بودن آن، براي ذخيره كردن پول مشكلي وجود ندارد كه البته نوع تفكر مردم مبني بر انجام كارهاي توليدي مانع از جمع كردن پول به صورت راكد مي‌شود اما در كشورهاي توسعه نيافته، امكان چنين امري وجود ندارد؛ چرا كه به دليل وجود تورم، عملا امكان جمع كردن پول وجود نداشته و همه به دنبال راهي براي تبديل پول خود به اموري همچون خريد زمين يا ملك هستند. از سوي ديگر چون كار توليدي بازدهي چنداني ندارد، كمتر كسي در چنين كشورهايي به سمت كارهاي توليدي خواهد رفت.>
واقعيت آن است كه چنين شركت‌هايي براساس گفته‌هاي صاحبان آنها تنها توانسته‌اند در كشورهايي همچون ايران، عراق، پاكستان، اندونزي، فيليپين و هنگ‌كنگ پيشرفت كرده و خبري از حضور آنها در كشورهاي توسعه‌يافته، پيشرفته و صنعتي نيست؛ نكته‌اي كه كمتر كسي از مسئولان شركت‌هاي هرمي به آن اشاره مي‌كند.


چرا موفق؟!
اما سئوال اينجاست كه چرا شركت‌هايي اين‌چنيني با كمترين نام و نشان توانسته‌اند تا به اين حد در كشوري مثل ايران موفق بوده و پول مردم را تصاحب كنند. اگرچه دلايل متعددي را مي‌توان براي اين قضيه برشمرد اما دليل عمده آن، اقتصاد بيمار كشور و عدم وجود راهي براي توسعه همگاني است. در چنين فضايي، اين شركت‌ها به خوبي با استفاده از خيال‌پردازي مردم عوام و به خصوص جوانان كه به دنبال راهي براي تحقق آمال و آرزوهاي خود هستند، استفاده كرده و سود سرشاري را نصيب خود مي‌كنند.
در اين ميان سهم دولت در اين رابطه نامشخص است؛ چرا كه با وجود گذشت مدت‌ها - چندين سال - از فعاليت اين شركت‌ها هيچ اقدامي در كشور صورت نگرفت و تازه پس از فعاليت گسترده آنها و به اصطلاح اشباع بازار ايراني، تازه شاهد فعاليت‌هايي - آن هم به صورت قهري- از سوي دولت بوديم؛ حال آنكه در موارد ديگر با كوچك‌ترين عملي، دستگاه‌هاي اطلاعاتي به راحتي متوجه ماجرا خواهند شد. آيا دستي در كار است؟!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 5:29 PM  توسط وحید  | 

 
New Page 5

Submit Your Site To Over 50 Search Engines TODAY!

Submit Your Site for FREE!

URL

Email

Title

Keywords: