ازگروه گزارش «گلدكوئيست» هنوز نفس مي كشد. هنوز هم جلسه هاي عضوگيري (present) در گوشه و كنار تهران و شهرهاي ديگر برگزار مي شود. جريان خروج ارز از كشور و ورود غيرقانوني كالاي قاچاق به وسيله اعضاي اين شبكه به ظاهر اقتصادي هم چنان ادامه دارد و اين همه، در حالي است كه فعاليت شركت گلدكوئيست در ايران، بارها و بارها به وسيله قوه قضاييه غيرقانوني اعلام شده است. تعدادي از سرشاخه هاي اصلي شبكه «گلدكوئيست» در ايران براساس حكم قضائي دستگير شده اند و در حال حاضر با قرار وثيقه هاي سنگين آزاد هستند اما «زالوي سياه» هم چنان زادوولد مي كند و هر يك از مولودهايش، تهديدي جدي براي رگ و پي اقتصاد ملي است. نوشتن از موضوعي كه تاكنون 9 شماره گزارش درباره اش نوشته اي، كار سختي است چون فكر مي كني همه گفتني ها را قبلا گفته اي اما موضوع شركت «گلدكوئيست» و فعاليت آن با عنوان تجارت الكترونيكي با وجود چنين پيشينه اي، باز هم جذاب است. عنوان «روزنامه نگار» اين وظيفه سنگين را بر شانه ات مي گذارد تا با وجودي كه هنوز يك سال از آخرين شماره گزارش در اين باره كه با عنوان «آغاز دستگيري سرشاخه هاي اصلي گلدكوئيست» چاپ شده و آخرين اخبار درباره روند رسيدگي قضايي به فعاليت هاي غيرقانوني اعضاي شبكه گلدكوئيست را اعلام كرده بود، نمي گذرد در پي پاسخ به اين سؤال باشي كه سرانجام كار چه خواهد شد. «گلد كوئيست» غيرقانوني است حقيقت اين است كه گلد كوئيستي ها بر خلاف اعلام صريح غيرقانوني بودن فعاليت هايشان در تاريخ 31 شهريورماه سال 1383 به وسيله بازپرس ويژه رسيدگي به اين پرونده در شعبه سوم دادسراي ويژه رسيدگي به جرايم كاركنان دولت، نه تنها دست از كار نكشيدند بلكه هر روز با جسارت بيشتري به فعاليت خود ادامه دادند. اعضاي اصلي شركت «گلدكوئيست» در هنگ كنگ مي دانند كه موضع نهادهاي مسئول جمهوري اسلامي در قبال فعاليت هاي اين شبكه بر غيرقانوني بودن حضور اعضاي آنها در ايران مهر تأييد مي زند اما هم چنان به دنبال راه فراري براي حفظ بازار پرسود كشورمان هستند. بر آنها حرجي نيست كه چرا به سود بيشتر مي انديشيد و تلاش مي كنيد كه اين بازار لبريز از سرمايه و سود را به نفع خود حفظ كنيد. سؤال اين جاست كه چرا مراجع قضايي ما با برخوردي قاطع در پي بستن همه راهكارهاي نفوذ و حضور اين بيگانگان در كشور نيستند. «حميدرضا طايفي»، بازپرس شعبه سوم دادسراي ويژه رسيدگي به جرائم كاركنان دولت و مسئول رسيدگي به پرونده هاي مربوط به فعاليت شبكه «گلدكوئيست» در ايران است، مي گويد: «بارها و بارها به طور قاطع اعلام كرده ايم كه فعاليت اين شركت در كشور ما وجهه قانوني ندارد و با هر يك از عوامل «گلدكوئيست» كه براي برگزاري جلسات عضوگيري، اردوهاي جمعي براي اعضاي گلدكوئيست اقدام كند يا هر نوع فعاليت ديگر به منظور تبليغ براي «گلدكوئيست» انجام دهد، برخورد قانوني مي شود. مجرم شناخته شدن افرادي كه براي گلدكوئيست تبليغ و بازاريابي مي كنند در گروي احراز جرم است. «محسن ولدخاني»، وكيل پايه يك دادگستري در اين باره مي گويد: «اگر كسي به وسيله يكي از بازارياب هاي گلدكوئيست براي خريد محصولات اين شركت تشويق شده و به وسيله او به شبكه پيوسته باشد، مي تواند عليه بازارياب نزد دادگاه طرح شكايت كند و خواستار پي گيري قضايي پرونده اش باشد.» متكي به وسوسه ثروت صبح روز يكشنبه 8 خردادماه به شعبه سوم دادسراي ويژه رسيدگي به جرايم كاركنان دولت مي روم. تعداد بسياري از خسران ديدگان و مالباختگان در اين شعبه حضور دارند و خواستار تشكيل پرونده براي راهنما (Lider) يا سرشاخه هاي خود در شبكه گلد كوئيست هستند. خانم «فرخ لقا -ك» كه خود را معلم دبستان معرفي مي كند، مي گويد: «به وسيله يكي از اقوام همكارم با شبكه آشنا شدم و با تشويق و پي گيري هاي او به عضويت گلدكوئيست در آمدم. آنها مدعي بودند كه حتي اگر كار نكنم هم درآمد چشمگيري به دست خواهم آورد، در حالي كه من و ديگر همكارانم فقط تا وقتي موردتوجه سرشاخه خود بوديم كه خريدمان نهايي شد، پس از آن او تا مدتي براي عضوگيري به وسيله ما، راهنمايي هايي ارائه مي داد. ولي وقتي ديد كه هيچ يك از ما در اين راه موفق نشد، ديگر حتي پاسخ تلفن هايمان را هم با اكراه مي داد.» وي مي افزايد: «حال كه فهميده ام فعاليت براي گلدكوئيست غيرقانوني است و مرتكب آن در منظر قانون مجرم شناخته مي شود، آمده ام تا با اتهام كلاهبرداري از سرشاخه خود شكايت كنم.» اين ها حرف هاي تازه اي نيست. پيش از اين نيز از موج افرادي كه درمعامله با گلدكوئيست مغبون شده اند و ضرر مالي يا حيثيتي ديده اند گفته ايم و نوشته ايم. بي خيال قانون نكته تازه اين است كه گردانندگان، سرشاخه ها، بازارياب ها و اعضاي دست پايين گلدكوئيست همين تكرارها را، دليل موجه بودن فعاليت خود مي دانند. شماره تلفن يكي از بازارياب هاي فعال شبكه گلدكوئيست در غرب تهران را از يك عضو ديگر مي گيرم. در ظاهر يك مشتري تماس مي گيرم و مسير گفتگو را طوري انتخاب مي كنم تا به اين پرسش برسم. «با وجودي كه همه شما مي دانيد فعاليت گلدكوئيست غيرقانوني است، با چه جرأتي، چنين گسترده به بازاريابي براي اين شبكه مشغول هستيد؟» پاسخ آقاي «كامران -ف» خواندني است: «اگر مي توانستند كاري انجام بدهند وجلوي فعاليت شبكه گلدكوئيست را بگيرند، تا به حال اين كار را انجام داده بودند» وي با طمانينه كافي بقيه حرف هايش را اين طور بيان مي كند. «پس بي خيال قانون باش و فقط به حساب بانكي ات فكر كن كه رقم موجودي ات از فردا بال در مي آورد و به سوي بي نهايت پرواز مي كند.» وقتي خداحافظي مي كنم و گوشي رامي گذارم از ادامه بحث راضي هستم. چون خيلي از حرف هايم را گفته ام و ديدگاه هايم را بيان كرده ام و دريافته ام كه «گلدكوئيستي»ها - حتي مهره درشت هايش - كه باني پارتي هاي شبانه مخصوص اعضا، اردوهاي گروهي و جلسات ويژه در دل جنگل وكوه و ساحل دريا هستند هم حرف هاي تازه اي براي گفتن ندارند. آنها هنوز با اتكا به وسوسه «پـول بيشتر در ازاي كار آسان تر» و پرورش روياگونه آرزوهاي محال علاقمندان به ثروت اندوزي، كار خود را پيش مي برند. اما يك «آه» اسف بار از عمق جانم كشيده مي شود كه چرا پس از گذشت بيش از چهارسال ازفعاليت گلدكوئيست در ايران هنوز نتوانسته ايم با طراحي يك سيستم سامان يافته و در قالب يك حركت فرهنگي به توجيه جامعه خود درباره اهداف فعاليت هاي شبكه گلدكوئيست موفق شويم. پاسخ اين سؤال را از دكتر «منيژه شفيعي نراقي» جامعه شناس مي خواهم و او مي گويد: «ميل بشر براي به دست آوردن بهترين ها و برترين ها در هر چيزي يك ميل ذاتي و فطري است. بر هيچ كس هم پوشيده نيست كه در روزگار ما به دست آوردن بهترين ها و برترين هايي كه ملزوم زندگي نوين هستند در گروي داشتن پول بيشتر است. به اين موضوع بيفزاييد كه اصلا در طول تاريخ داشتن ثروت هميشه مطلوب بشر بوده است، پس تلاش براي به دست آوردن آن خيلي منطقي است. نكته اين جاست كه در روند فرهنگ سازي بايد اين موضوع را تأييد مي كرديم كه هيچ كس مخالف كسب درآمد سرشار به وسيله افراد جامعه نيست بلكه موضوع چگونگي كسب اين ثروت است.» وي مي افزايد: «بايد درطول اين زمان جامعه را به اين باور مي رسانديم كه هيچ كس در هيچ رده اي ازمسئوليت وجود ندارد كه از درآمد بالاي هم وطنان به خصوص قشر جوان آزرده خاطر باشد. متأسفانه آنها كه در گلدكوئيست فعال هستند درگروه سني 20تا45 سال هستند و اين يعني جامعه جوان ما گرفتار اين شيوه كسب درآمد شده است. راهكار موجود اين است كه درست موازي با حركت هاي گلدكوئيست، ما نيز بتوانيم به ميان جمع جامعه جوان برويم. با شنيدن آرزوها و خواسته هايش همچنين تأييد آنها براي اين جمعيت پويا و فهيم اين باور را ايجاد كنيم كه اگر دايه مهربان تر از مادر باشد حتما كاسه اي زير نيم كاسه اش است.» بررسي دقيق پرونده گلدكوئيست، از آغاز تا به امروز تأييدكننده ادعاي دكتر «شفيعي نراقي» است. «گلدكوئيست» با اتكا به آخرين يافته هاي علمي گروهي از زبده ترين روانشناس ها، جامعه شناس ها و مردم شناس ها، متخصصان علم بازاريابي و تبليغات و كارشناسان باتجربه فن و هنر مديريت قدم به بازار ايران گذاشت و درمقابل، دست روي دست گذاشتيم تا دانشگاه ها، بازار و كوي و برزن از سوداي ثروت اندوزي دراين شبكه آكنده شود. شايد اگر همان روزهاي اول با شناسايي چهار صراف شيرازي، كه در واقع معرفي كننده اوليه اين سيستم به بازار بكر كشورمان بودند وتوجيه آنها درباره عواقب زيان بار چنين فعاليتهايي كه منجر به خروج فزاينده ارز در بلندمدت از كشور مي شود، امروز ناچار نبوديم از پليس بين الملل براي حل موضوع كمك بخواهيم.
منبع: کیهان.در تاریخ ۱۶/۳/۱۳۸۴
+
نوشته شده در یکشنبه دهم مهر 1384ساعت 8:26 PM توسط وحید
|
درباره
هدف از راه اندازی این وبلاگ اطلاع رسانی در زمینه دسیسه هرمی واطلاع رسانی در باره بازار یابی شبکه ای واقعی است